تبليغاتX
خلیج همیشه فارس من و تو

خلیج همیشه فارس من و تو

سجاد عسگری نژاد

با سلام به همه شاگرد های آقای عسگری نژاد این خبرهارو رو خودشن نمی خواستن بزارم اما من از حق شاگردیشون استفاده کردم و نوشتم فقط بخاطر اینکه خیلی ها می خواستن از حال ایشون باخبر بشن:

اول از همه ایشون ازدواج کردن

دوم استاد شروع به تدریس در موسسه سفیر کردن و جزو مدرسین  خوب سفیر انتخاب شدن 

سوم اینکه: استاد فعلا فقط توی آموزشگاه سفیر و مدرسه غیر انتفاعی مفید درس میدن و 2 تا آموزشگاه دیگه سوپروایزر هستن

چهارم: استاد در حال حاضر دوره های TTC. FCE. IELTS دارن درس میدن

پنجم: استاد با تدریس خصوصی فشرده باعث موفقیت شاگردشون توی آزمون IELTS  شدن

در نهایت روز معلم رو به بهترین و دلسوز ترین معلمم تبریک می گم

توی بخش نظرات اگه نظر بدین حتما بهشون اطلاع می دم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:22  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

جملات شرطي

جملات شرطي شامل دو قسمت مي‌باشند: يکي عبارت شرطي و ديگري عبارت اصلي. عبارتي که حاوي if باشد را عبارت شرطي و عبارت ديگر را عبارت اصلي مي‌ناميم.

رويدادي که در عبارت اصلي توصيف مي‌شود بستگي به شرطي دارد که در عبارت شرطي بيان مي‌شود.

 

 we will get wet.

If it rains this evening,

عبارت اصلي

عبارت شرطي

عبارت شرطي مي‌تواند در انتهاي جمله نيز بيايد، ولي در اين صورت علامت ويرگول (,) حذف مي‌شود:

 if you press this button.

The door opens

عبارت شرطي

عبارت اصلي

به طور کلي سه نوع جمله شرطي وجود دارد:


 

جملات شرطي نوع اول

از جملات شرطي نوع اول براي بيان يک شرط (يا موقعيت) ممکن و يک نتيجه محتمل در آينده استفاده مي‌شود.

if حال ساده will/won't

مصدر بدون to

if

I work hard,

I will

pass my exams.
  • If I find your watch, I will tell you. (.اگر ساعت شما را پيدا کنم به شما خواهم گفت)

  • If we leave now, we'll catch the 10.30 train.
    (اگر حالا حرکت کنيم به قطار ساعت 10:30 مي‌رسيم)

  • If I see him, I'll tell him the news. (.اگر او را ببينم خبرها را به او خواهم گفت)

  • You'll get wet if you don't take an umbrella. (.اگر چتر نبري خيس خواهي شد)

 

علاوه بر will مي‌توان از should ،must ،can ،might ،may و غيره نيز استفاده کرد که در اين صورت معني آن کمي فرق خواهد کرد:
  • If you pull the cat's tail, it may scratch you.
    (اگر دم گربه را بکشي ممکن است تو را چنگ بزند )

  • You should eat less rice if you want to lose weight.
    (اگر مي‌خواهي وزن کم کني بايد کمتر برنج بخوري)

 

جملات شرطي نوع دوم

از جملات شرطي نوع دوم براي بيان يک شرط يا موقعيت غير واقعي يا غير ممکن و نتيجه محتمل آن در زمان حال يا آينده بکار مي‌رود. در واقع در اين نوع جملات حال يا آينده‌اي متفاوت را تصور مي‌کنيم.

if گذشته ساده would ('d)
would not (wouldn't)

مصدر بدون to

if

I had more money, I

would ('d)

buy a new car.

if

you lived in England, you

would ('d)

soon learn English.

چند مثال ديگر:

  • If he needed any money, I'd lend it to him. (But he doesn't need it)
    (اگر به پول احتياج داشت به او قرض مي‌دادم)

  • If I had more time, I'd help you. (اگر وقت بيشتري داشتم به شما کمک مي‌کردم)

  • If I were* a rich man, I'd buy an expensive car.
    (اگر ثروتمند بودم يک ماشين گرانقيمت مي‌خريدم)

  • I wouldn't accept the job (even) if they offered it to me.
    (اگر آن کار را به من پيشنهاد مي‌کردند هم قبول نمي‌کردم)

 

* در اين نوع جملات، اغلب بجاي was از were استفاده مي‌شود:

  • If I were living in Tehran, we could meet more often.

 

جملات شرطي نوع سوم

از اين نوع جملات شرطي براي تصور گذشته‌اي غير ممکن استفاده مي‌شود. در واقع در اين نوع جملات، گوينده آرزوي يک گذشته متفاوت را دارد. (ولي به هر حال گذشته‌ها گذشته!)

if + گذشته کامل + would have + قسمت سوم فعل (p.p.) + ....

  • If I'd seen you, I would have said hello.
    (اگر تو را ديده بودم، سلام مي‌دادم)

  • If he had driven more carefully, he wouldn't have been injured.
    (اگر با دقت بيشتري رانندگي کرده بود، مجروح نمي‌شد)

  • If I had known you were in hospital, I would have gone to visit you.
    (اگر مي‌دانستم شما در بيمارستان بستري بوديد مي‌آمدم و شما را ملاقات مي‌کردم)

  • I would have gone to see him if I had known that he was ill.
    (اگر مي‌دانستم بيمار بود مي‌رفتم و به او سر مي‌زدم)

 

1- در اين نوع جملات مي‌توان بجاي would از could يا  might هم استفاده کرد:
  • If the weather hadn't been so bad, we could/might have gone out.

2- از would فقط مي‌توان در عبارت اصلي استفاده کرد و در عبارت شرطي نبايد آن را به کار برد:

  • If I had seen you, I would have said hello. (not : 'If I would have seen you')

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:15  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

حرف تعريف نامعين (Indefinite article)

حرف تعريف نامعين شامل a و an مي‌باشد.

حرف تعريف a قبل از يك حرف بي‌صدا بکار مي‌رود:

a car, a man, a bus, a house

حرف تعريف an قبل از يک حرف صدادار (a,e,i,o,u) بکار مي‌رود:

an apple, an actor, an animal, an old man

 

1- در کلماتي مانند honest، hour، honour و ... حرف h تلفظ نمي‌شود (غير ملفوظ)، بنابراين همراه با آنها حرف تعريف an مورد استفاده قرار مي‌گيرد:

an hour, an honourable man

2- كلماتي مانند useful، unit، university، union، European و ... با اينکه با حروف صدادار شروع مي‌شوند، ولي حرف اوليه آنها مانند «you» تلفظ مي‌شود. بنابراين آنها با حرف تعريف a مورد استفاده قرار مي‌گيرند:

a university, a useful book

a يا an تنها قبل از اسامي مفرد قابل شمارش مي‌آيند:

a book, a happy boy, a famous actor

براي اسامي جمع، بجاي a يا an، يا از some استفاده مي‌کنيم و يا اصلاً هيچ کلمه‌اي را بکار نمي‌بريم:

  • It's a cat.  It's a dog.  And it's a monkey.
    but: These are all animals.

  • a horse,  some horses

 

موارد کاربرد حروف تعريف نامعين (a يا an)

1- هنگاميکه براي اولين بار به کسي يا چيزي اشاره مي‌کنيم از a يا an استفاده مي‌کنيم. اما وقتي که به همان چيز دوباره اشاره مي‌شود، بايد از the استفاده کرد:

  • I bought a new shirt yesterday. But my wife thinks the shirt doesn't fit me.
    (ديروز يک پيراهن نو خريدم. ولي همسرم فکر مي‌کند که آن پيراهن اندازه من نيست.)

  • Once I had a really big dog. But the dog wasn't very useful, so I gave the dog to a friend.
    (زماني يک سگ خيلي بزرگ داشتم. اما آن سگ خيلي مفيد نبود، براي همين سگ را به يک دوست دادم.ا)

2- وقتي كه به يك چيز مفرد اشاره مي‌شود از a يا an استفاده مي‌کنيم. در اين حالت همان معني one يا «يک» را مي‌دهد (در مقايسه با three، two و ...):

  • I'd like an apple and two oranges.

  • Yesterday I bought three  pencils and a notebook.

3- در اصطلاحات عددي خاص:

 

a half

يک دوم

  a third يک سوم
  an eighth يک هشتم
  a couple يک جفت
  a dozen يک دوجين
  a hundred صدتا
  a thousand هزارتا
  a million يک ميليون

4- هنگام اشاره به يک عنصر خاص از يک گروه يا طبقه:

الف. همراه با اسامي شغلها:

  • She's a doctor.

  • My father is a teacher.

  • Are you an engineer?

ب. همراه با مليتها و مذاهب:

  • I'm an Iranian.

  • You are a Chinese.

  • She is a Catholic.

5- همراه با کلمات و اصطلاحات مربوط به مقدار و کميت:

  a few (of)

a lot (of)

  a little (of)

a (great) deal (of)

  a bit (of)

a number (of)

6- همراه با اسامي مفرد قابل شمارش و پيش از کلمات what و such:

  • What a beautiful day! (چه روز زيبايي!)

  • What a strange friend you have! (عجب دوست عجيبي داري!)

  • Such a pity! (چه حيف شد!)

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:15  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

ک ديکشنري خوب چه ويژگي‌هايي دارد؟

هنگاميکه صحبت از ديکشنري به ميـان مي‌آيد، افـراد اغلب بـه يک ديکشنري دو زبانه، مثلاً انگليسي به فارسي، فکر مي‌کنند. اما بايد بدانيد که بهترين ديکشنري براي زبان‌آموزها، ديکشنري تک‌زبانه يا انگليسي به انگليسي است. البته منظور ما اين نيست که نبايد از ديکشنري انگليسي به فارسي استفاده کنيد، بلکه منظور اين است که تأکيد اصلي شما بايد روي ديکشنري انگليسي به انگليسي باشد. در بخش بعدي در مورد نحوه‌ي استفاده از ديکشنري بيشتر توضيح خواهيم داد، اما در اينجا به بيان ويژگي‌هاي يک ديکشنري انگليسي به انگليسي مي‌پردازيم.

در يک ديکشنري انگليسي به انگليسي کلمات ترجمه نشده‌اند، بلکه به زبان انگليسي توضيح داده شده‌اند، بنابراين استفاده‌ي منظم از اين نوع ديکشنري‌ها باعث مي‌شود بطور خودکار گرامر و لغات را بخاطر بسپاريد. آنها فايده‌ي ديگري هم براي شما دارند و آن اينست که هنگاميکه يک لغت را در ديکشنري جستجو مي‌کنيد ممکن است با کلمات تازه‌تري هم مواجه شويد و بدين ترتيب در يک زمان چند لغت را فرا مي‌گيريد.

بطور کلي يک ديکشنري خوب بايد اطلاعات زير را به شما برساند:

  • توضيح معني هر لغت به انگليسي

  • تلفظ صحيح لغت از طريق علائم فونتيک (ترجيحاً با روش IPA)

  • نوع کلمه (صفت، فعل، قيد، اسم و...)

  • ويژگي‌هاي دستوري يا گرامري كلمه (مثلاً قسمتهاي دوم و سوم فعل، قابل شمارش يا غيرقابل شمارش بودن يک اسم و...)

  • ترتيب قرارگيري لغات (مثلاً do homework و نه make homework)

  • جملات نمونه براي هر لغت

  • کلمات هم معني و متضاد (بعضي از لغات)

 ويژگي‌هاي يک ديکشنري خوب

 يك ديكشنري خوب علاوه بر اطلاعاتي كه بايد به شما برساند، بايد از ويژگيهاي زير هم برخوردار باشد:

  • توضيح معني هر لغت بايد نحوه‌ي به کار بردن هر لغت را براي شما بيان کند. بطور کلي تعاريف طولاني تر بهتر هستند، چونکه اطلاعات بيشتري را به شما انتقال مي‌دهند.

  • بايد هر دو تلفظ آمريکايي و بريتانيايي را داشته باشد.

  • متداول‌ترين اصطلاحات و افعال چند قسمتي آورده شده باشد.

  • خوب است که از تصاوير نيز استفاده شده باشد. گاهي يک تصوير را مي‌توانيد بهتر از يک تعريف درک کنيد.

 

معرفي ديکشنري

ديکشنري‌هاي متوسط

ديکشنري‌هاي بزرگ

Cambridge Learner's Dictionary

Longman Active Study Dictionary

Oxford Wordpower Dictionary

Cambridge Advanced Learner's Dictionary

Longman Dictionary of Contemporary English

Oxford Advanced Learner's Dictionary

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:14  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

حرف تعريف معين (Definite article)

حرف تعريف معين شامل the مي‌باشد که همواره پيش از اسامي مفرد و جمع، يا پيش از اسامي قابل شمارش و غيرقابل شمارش به يک صورت بکار مي‌رود. در جدول زير به تفاوت بين the و a دقت کنيد:

 

غير قابل شمارش

قابل شمارش جمع

قابل شمارش مفرد

 

the water

the cats

the cat

معين

water

cats

a cat

نامعين

 

موارد کاربرد حرف تعريف معين (the)

1- وقتي که قبلاً به چيزي اشاره کرده باشيم:

  • We saw a strange bird at the zoo. The bird was blue!
    (پرنده عجيبي در باغ وحش ديديم. آن پرنده آبي بود!)

2- وقتي كه هم گوينده و هم شنونده مي‌دانند که درباره چه صحبت مي‌شود، حتي اگر قبلاً به آن اشاره‌اي نشده باشد:

  • 'Where's the dog? 'It's in the garden.'
    (سگ (يا سگه) کجاست؟ در باغچه است.)

3- وقتي که به چيزهايي اشاره مي‌کنيم که مي‌دانيم تنها يکي از آن وجود دارد:

the sun, the earth, the moon, the sky, the stars, the sea, the South Pole

4- قبل از اسمي که به واسطه کلماتي که بعد از آن مي‌آيند شناخته مي‌شود:

  • The hotel where I stayed was excellent.
    (هتلي که در آن اقامت داشتم عالي بود.)

  • The man sitting over there is my husband. (مردي که آنجا نشسته است شوهر من است.)

  • The car that I bought last week has broken down.
     
    (ماشيني که هفته قبل خريدم خراب شده است.)

5- قبل از صفات عالي، اعداد ترتيبي، only و same:

the highest mountain,  the first time,  the last chapter,  the same colour, 
the only
child

6- همراه با صفات براي اشاره به يک گروه يا طبقه از مردم:

the young (جوانان)     the old (پيران)    the poor (فقرا)    the unemployed (بيکاران)
the English
(انگليسيها)    the Japanese (ژاپنيها)

 

تنها برخي از اسامي ملتها داراي يک صفت مانند English و Spanish هستند. براي بقيه ملتها از يک اسم که به -s ختم مي‌شود، استفاده مي‌کنيم، مانند the Indians و the Iranians.

 

7- به همراه برخي از اسامي جغرافيايي مانند رشته کوهها، مجمع‌الجزايرها، درياها، اوقيانوسها، رودخانه‌ها و ...:

 

the Andes

رشته کوههاي آند

  the Indian Ocean اوقيانوس هند
  the Persian Gulf خليج فارس
  the Canary Islands جزاير قناري
  the Red Sea

درياي سرخ

  the Suez Canal کانال سوئز
  the (River) Thames رودخانه تامز
  the Sahara (Desert) صحراي آفريقا

 

حذف حرف تعريف معين (the)حرف تعريف معين the

در موارد زير حرف تعريف the مورد استفاده قرار نمي‌گيرد:

1- به همراه اسم افراد:

Ann, James, Brian Jackson

ولي آنجا که اسامي افراد بصورت جمع مي‌آيد از the استفاده مي‌کنيم:

the Johnson's  خانواده جانسون, the Smiths خانواده اسميت

2- قبل از اسم مکانها، البته به جز مواردي که در بالا به آنها اشاره شد. به عنوان مثال:

 

Asia, Africa, Europe, North America

قاره‌ها

Brazil, Japan, Pakistan

کشورها

Sicily, Bermuda, Kish

جزيره‌ها
 (و نه مجمع‌الجزايرها)

London, Tehran, Cairo

شهرها

Everest, Alborz, Kilimanjaro

کوهها
(و نه رشته‌کوهها)

 

تنها در مورد اسم کشورهايي که مفرد باشند the حذف مي‌شود. پيش از اسم کشورهايي که حالت جمع دارند از the استفاده مي‌کنيم:

the United States, the Netherlands, the United Arab Emirates

همچنين اگر بخواهيم در اسامي کشورها از کلماتي از قبيل Republic، Kingdom و غيره استفاده کنيم باز هم بايد the را بکار ببريم:

the Czech Republic, the United Kingdom

 

3- به همراه اسم زبانها:

Farsi, English, French, Arabic

4- به همراه اسم وعده‌هاي غذايي مانند صبحانه و ...:

breakfast, dinner, lunch

5- در مورد جاهايي مانند bed، sea، work، prison، court، hospital، church، school و ... اگر منظور ما کلي باشد، در اينصورت از the استفاده نمي‌شود:

  • I go to school by bus.
    من با اتوبوس به مدرسه مي‌روم. («مدرسه» به طور کلي و نه يک مدرسه خاص)

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:14  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

آيلتس چيست؟

آزمون آیلتس (IELTS= International English Language Testing System) جهت سنجش میزان آمادگی داوطلبان برای ادامه تحصیل، فراگیـری مهارتهـای تخصصـی و یـا کار و اقامـت در کشـورهـای انگلیسی زبان طراحی شـده است. ایـن آزمون مشترکاً تـوسط دانشگاه کمبریج، کنسول بریتانیـا (British Council) و مرکز آیلتس استرالیا در بیش از 500 مرکز در 120 کشور جهان برگزار می‌شود و سالانه چیزی حدود یک و نیم میلیون نفر در آن شرکت می‌کنند.

این آزمون در دو نوع مختلف موجود می‌باشد: آکادمیک (Academic) و عمومی (General Training). افرادی که قصد تکمیل تحصیلات خود در دانشگاههای انگلیسی زبان را دارند (کارشناسی به بالا) باید از نوع آکادمیک این آزمون، و افرادی که به منظور گذراندن دوره‌های کوتاه‌مدت فنی و حرفه‌ای، اخذ دیپلم، کار و یا اقامت قصد سفـر به کشورهـای انگلیسی زبان را دارند، می‌توانند از نوع عمومی این آزمون استفاده کنند.
 

آشنایی با بخشهای مختلف آزمون

در آزمون آیلتس کلیه مهارت‌های اصلی آموزش زبان، یعنی مهارت‌های شنیدن، صحبت کردن (مصاحبه)، خواندن و نوشتن (Listening, Speaking, Reading, Writing) مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. اگر چه دو بخش شنیدن و صحبت کردن در هر دو نوع آکادمیک و عمومی کاملاً یکسان است، ولی دو بخش دیگر (خواندن و نوشتن) بصورت جداگانه و متفاوت برگزار می‌شود.

جدول زیر مدت زمان تخصیص یافته به بخش‌های مختلف این آزمون را نشان می‌دهد:
 

Time to Answer each question Number of questions Total amount of time allotted Sub-test
45 seconds 40 30 minutes Listening
~ 45 seconds 40 60 minutes Reading
30 minutes 2 60 minutes Writing
 -  - 11-14 minutes Speaking
Total test time: ~ 2 hours 45 minutes


نمره قبولی

در آزمون آیلتس هیچ حد نصابی برای قبولی وجود ندارد، بلکه مؤسسات و دانشگاههای مختلف حد نصاب مورد قبول خود را دارند. اما بطور کلی 9 نمره یا band در نظر گرفته شده است که در آن نمره 9 عالی، نمره 7 خوب، نمره 5 متوسط و نمره 3 به پایین ضعیف محسوب می‌شود. در زیر band های مختلف این آزمون بیان شده است:
 

 4  Limited user

 3  Extremely limited user

 2  Intermittent user

 1  Non user

 0  Did not attempt the test

 

 9  Expert user

 8  Very good user

 7  Good user

 6  Competent user

 5  Modest user

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:13  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

در بيشتر ديکشنريهاي امروزي براي نشان دادن تلفظ کلمات از سيستم IPA استفاده مي‌شود. در جدول زير همه علائم و نشانه‌هاي IPA آورده شده است. به علامت‌ها و کلمه‌هاي نمونه دقت کنيد و با کليک روي Amer (انگليسي آمريکايي) يا Brit (انگليسي بريتانيايي) تلفظ آنها را بشنويد (با فرمت mp3). تلفظ بريتانيايي نيز آنجا که با تلفظ آمريکايي تفاوت آشکاري دارد، آورده شده است.

حروف همخوان (بی‌صدا)

 IPA

words listen
b bad, lab Amer
d did, lady Amer
f find, if Amer
g give, flag Amer
how, hello Amer
j yes, yellow Amer
k cat, back Amer
l leg, little Amer
m man, lemon Amer
n no, ten Amer
sing, finger Amer
p pet, map Amer
r red, try Amer
s sun, miss Amer
S she, crash Amer
t tea, getting Amer
tS check, church Amer
think, both Amer
TH this, mother Amer
v voice, five Amer
wet, window Amer
z zoo, lazy Amer
Z pleasure, vision Amer
dZ just, large Amer

حروف واکه (صدا‌دار)

 IPA

words listen
^ cup, luck Amer
a: arm, father Amer / Brit
@ cat, black Amer
e met, bed Amer
.. away, cinema Amer
e:(r) turn, learn Amer / Brit
i hit, sitting Amer
i: see, heat Amer
o hot, rock Amer / Brit
o: call, four Amer / Brit
u put, could Amer
u: blue, food Amer
ai five, eye Amer
au now, out Amer
ou go, home Amer
e..(r) where, air Amer / Brit
ei say, eight Amer
i..(r) near, here Amer / Brit
oi boy, join Amer
u..(r) pure, tourist Amer / Brit

 

 

1- در (r):e و (r).. و ... ، r در انگليسي بريتانيايي تلفظ نمي‌شود، مگر اينکه قبل از يک حرف واکه (صدادار) بيايد (مثلاً در answering و answer it). اما در انگليسي آمريکاييr هميشه تلفظ مي‌شود.

2- در انگليسي آمريکايي :a بجاي o تلفظ مي‌شود.

3- بسياري از آمريکايي‌ها :a (o) و :o را به يک شکل تلفظ مي‌کنند.

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:12  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

اصطلاح شماره 4

Get in someone's hair

معني: کسي را اذيت کردن

اصطلاحات انگليسي

- I know that the children get in your hair, but you should try not to let it upset you so much.

- Listen, Jim. I can't help it. The children bother me and make me very angry.

- من مي‌دونم که بچه‌ها اذيتت مي‌کنند، اما بايد سعي کني نذاري اين موضوع تو رو خيلي ناراحت کنه.

- ببين جيم. من نمي‌تونم کاريـش کنم. بچه‌هـا منو اذيـت مي‌کنند و منو خيلي عصباني مي‌کنند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:11  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

اصطلاح شماره 2

Take it on the lamb

معادل فارسي: در رفتن

Poor Rich has always had his problems with the police. When he found out that they were after him again, he had to take it on the lamb. In order to avoid being caught and thrown in jail, he was forced to flee in a great hurry.

بيچاره ريچارد هميشه بـا پليس مشکل داشته. وقتي فهميـد که اونا دنبالش هستند، مجبـور شد در بره. براي اينکه گير نفته و تو زندون نيفته مجبور شد به سرعت فرار کنه.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:10  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

اصطلاح شماره 1

Horse of a different color

معني: يک موضوع ديگر، يک مطلب کاملاً متفاوت، وصله ناهمرنگ

Eric likes to play jokes on his friends, but he makes sure that nobody is hurt by any of his pranks. A prank that hurts someone is a horse of a different color! Being playful is one thing, but hurting someone by one's prank is quite a different matter.

اريک دوست دارد با دوستانش شوخي کند، اما مواظب است که کسي از شوخي‌هاي او ناراحت نشود. شوخي‌اي که کسي را ناراحت کند يک موضوع کاملاً متفاوت است. شوخ بودن يک چيز است و آزردن ديگري با شوخي چيز ديگري است.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:9  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 


dead beat;dead tired كاملا خسته و فرسوده
dead drunk
كاملا مست
dead loss
خسارت كامل و غير قابل جبران
شخص نا قابلي كه نمي توان از وجودش استفاده كرد

a dead silenceسكوت كامل و مداوم
dead calm  نيز به همين معناست.

dead slow
تقريبا غير متحرك ، متوقف
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 22:11  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 13:42  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 


+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 13:41  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

سلام می تونین توی فیسبوک هم ازم سوال بپرسید. کافیه اسمم رو وارد کنید

موفق باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 1:13  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

سلام دوباره به همگی. مرسی از بابت خوشحال شدنتون بخاطر قبولی فوق لیسانسم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 18:39  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

سلام به همگی خبر تازه فوق لیسانس رشته زبانشناسی قبول شدم
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 11:21  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

◄◄ 15 پند آموزنده از بزرگ انسان تاريخ بشريت كوروش آريايي ►►

  دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند. 
 اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. 
 آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است . 
 سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد . 
 افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.
 پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر. 
 کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم . 
 کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید . 
 انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند . 
 همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد. 
 تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است . 
 دشوارترین قدم، همان قدم اول است . 
 عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید . 
 آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد . 
 وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 12:39  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

به این سایت بروید و یکبار دیگر خلیج فارس خودمان را تایید کنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 12:37  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

How to Live Thrifty

By Kimberly A. Smith, eHow Contributor

Description: How to Live ThriftythumbnailSave Money and Live Thrifty

In times of economic downturn, many people start to look for ways to reduce their household budget and save extra cash. Living a thrifty lifestyle does not have to mean doing without. Making small changes will allow you to save money and still enjoy your favorite treats and activities. Being frugal can help you save for retirement, pay off your credit cards faster or even just save money for a dream vacation. To live in a thrifty way, you need to pay attention to your day-to-day expenses.

 

 

o    1

Track your spending for at least 2 weeks. You won't really know how to live a thriftier lifestyle until you know where your money is currently going. Write down every time you spend money and take a look at it at the end of the month. You will see obvious ways to reduce the small daily expenses that many of us accrue.

o    2

Scour the Internet when you have to make purchases. Because of the easy access to information, you can compare prices from more stores in less time. Check your local stores as well as online providers to find the best price.

o    3

Turn off the lights and other electronics in your home when you are not using them. Open a window and let in the natural light instead. Leaving electronics on can use a tremendous amount of extra energy, costing you money. Also, unplug chargers when you are not using them. Your cell phone charger is still using a residual amount of electricity when it is plugged into the wall.

o    4

Cut back on your cable. You probably don't really need 500 channels. Reduce your cable package or eliminate it altogether and save a large chunk of money every year. If you decide you really can't live without it, call your cable company and see if there are any promotions or discounts available to you.

o    5

Use coupons when you do your regular grocery shopping. Many websites offer free printable coupons you can take with you to the grocery store. Check sites like BettyCrocker.com for coupons of a variety of name brand products (see link in Resources). Combining manufacturer's coupons with store discounts can lead to major grocery savings.

o    6

Eat at home most nights. When you do go out, look for available deals and discounts. If you are a frequent restaurant diner, consider purchasing an Entertainment Book for local restaurants (see link in Resources). These collections of coupons typically cost around $30, but provide 2-for-1 deals at local restaurants and places of interest.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 12:17  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

How to Show Love

Anyone can say the words “I love you,” but to show someone that you love them goes beyond words alone. Yes the words do mean something and are always nice to hear, but actions display love in ways that words cannot.

Instructions

Things You'll Need

·         Love

1.     How to Show Love

o    1

Let your actions and behaviors be a reflection of your love. Treat those you love with kindness and respect. Be there for them when they need you and show them the goodness in your heart. Being there can mean providing a listening ear, a shoulder to cry on, being a friend, parent, spouse, lover, teacher, and many other things. There are several ways to express love through your actions and the core of each of them is being true and coming from your heart.

o    2

Be honest with the people you love. Sometimes the truth hurts but it’s always better to show honesty. You don’t lie or mislead the people you love. People sometimes say, “I’m only telling you this because I love you.” When you show honesty, you’re also showing that you’re trustworthy and people respect that.

o    3

Share your time with those you love. Time is a precious gift and everyone appreciates it when they get to spend time with those that they love. Sometimes you may have to sacrifice other things in order to be able to spend time with the ones you love.

o    4

Pay attention to the things that are going on in your loved one's lives. Be encouraging and helpful. If you see someone going through a hard time, let them know you’re there for them even if all you have to offer is your support. Things that you may consider to be small can make a big difference to someone else. A compliment can brighten someone’s day. A gift for no reason can be one way you express your love.

o    5

Say it. Although actions speak louder than words, everyone needs to hear the words “I love you.” Think of how special you feel when those words are said to you. You want the ones you love to feel special too. When you have children, you tell them you love them all the time. Even though you may believe that your actions show your love, if someone doesn’t hear the words come from your mouth, they might not think that you love them. To some people, words really mean a lot



+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 12:8  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

شادیهایت را با دیگران تقسیم کن. شریک غم مردم باش.

راهنمای افرادی باش که  راه خود را گم کرده اند.

اگر در موردی دچار شک وتردید شدی دنبال مسیر انسان های موفق برو.

آنقدر قوی باش تا بتوانی هر روز با دنیا روبرو شوی.

آنقدر ضعیف  باش تا قبول کنی که نمی توانی تنهایی از پس همه کاره بر بیایی.

آنقدر عاقل باش که بپذیری در مورد همه چیز آگاهی نداری.

آنقدر ساده اندیش باش که به معجزه اعتقاد داشته باشی.

در برابر کسانی که به کمک تو احتیاج دارنددست و دلباز باش.

در مورد احتیاج خود حسابگر باش.

اولین فردی باش که به رقیب برنده اش  تبریک می گوید.

آخرین کسی باش که از دوست شکست خورده ات انتقاد می کنی.

محبوب کسانی باش که دوستت دارند.

بالاتر از همه خودت باش.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 0:7  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

ABOUT
PROFESSOR JACK C. RICHARDS

Born in New Zealand, Dr. Richards obtained a Master of Arts degree with first class honours in English from Victoria University in Wellington, New Zealand, in 1966. He obtained his Ph.D. in Applied Linguistics from Laval University (a French-Language University) in Quebec City, Canada in 1972.

Jack C. RichardsHe has worked in many parts of the world, including New Zealand, Canada, Indonesia, Singapore, Hong Kong, and the United States. After completing his PhD, he taught in Indonesia and was then appointed specialist in applied linguistics at the Regional Language Centre Singapore, under the auspices of the New Zealand Government. Later he was Senior Lecturer in English at the Chinese University of Hong Kong, before being appointed Full professor in the Department of English as a Second Language at the University of Hawaii in 1981. In 1989 he returned to Hong Kong to set up a new department of English at the City University of Hong Kong, where he was head of the department of English and also chair professor. In 1996 he returned to his home country for two years to set up an MA program at theUniversity of Auckland. In 1999 Dr. Richards retired from full-time university teaching and administration and since then has taught for part of each year at the Regional Language Centre, (RELC), in Singapore, while making his primary residence in Sydney Australia. At RELC, Dr. Richards teaches on the MA in Applied Linguistics, as well as the RELC Post Graduate Diploma in Applied Linguistics. In Sydney, Dr. Richards gives guest lectures at the Faculty of Education at the University of Sydney.

Jack C. RichardsDr. Richards is a frequent speaker at conferences and workshops for language teachers, and visits some 12 countries every year.

He has written over 60 articles and 20 books. Many of hisbooks and articles are classics in the field of second language teaching and have been translated into many different languages, including Spanish, Chinese, Korean, Japanese, and Arabic. Among his well known professional books are Error Analysis, (1974), Reflective Teaching in Second Language Classrooms (1996, with Charles Lockhart), Beyond Training(1998), The Language Teaching Matrix (1990), Curriculum Development in Language Teaching (2001), Approaches and Methods in Language Teaching(second edition 2001, with Ted Rodgers), Longman Dictionary of Language Teaching and Applied Linguistics (4th edition 2010, with Richard Schmidt),Professional Development for Language Teachers (with Tom Farrell), Cambridge University Press 2005, and Practice Teaching (with Tom Farrell), Cambridge University Press 2011.

Jack C. RichardsHis classroom textbooks are also widely used and have helped millions of students around the world learn English. These include Springboard, Person to Person, Tactics for Listening, Passages, and the best-selling seriesInterchange.

Professor Richards has for many years made himself available as a speaker at many professional conferences without a fee, and supported scholarship programs in different parts of the world. In recognition of this the Presidents of De La Salle University, Manila and of Philippine Normal University, Manila, presented Professor Richards with a citation in 2001 which states:

"Generous in sharing his expertise with junior members of the profession, unstinting in his efforts to promote excellent language teaching in all parts of the world, indefatigable in showing the applications of theory to teaching practice in the classroom, Dr. Richards is a fine example of what English language education and applied linguistics can accomplish."

In 2010 Dr. Richards was awarded the honorary degree of Doctor of Literature by Victoria University, Wellington, in recognition of his contributions to English language teaching and the arts.

In 2011 Dr. Richards was made an honorary professor in the Faculty of Education at the University of Sydney, Australia.

Please see Applied Linguistics and Beyond for a short video introducing Dr. Richards.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 20:19  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

سلام

سلام من روزهای  شنبه یکشنبه سه شنبه و چهارشنبه آموزشگاه سیمین هستم  
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 1:43  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

سلام من روزهای  شنبه یکشنبه سه شنبه و چهارشنبه آموزشگاه سیمین هستم  
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 1:43  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  | 

People reach the highest rung of the ladder,
  Then they become aware that their whole life
Has been a wastage.they have arrived,but where?
They have arrived at the place for which they had been
Fighting-and it was not a small fight ;it was tooth and-
Nail-and destroying so many people,using so many
People as means,and stepping on their heads.
You have arrived at the last rung of the ladder but what
Have you gained?you have simply wasted your whole life.
Now even to accept it needs tremendous courage.
It is better to go on smiling and go on keeping the illusion :
At least others believe that you are great

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 13:29  توسط عاشق خاک پاک ایران زمین  |